Ponyclub - ماجراجویی میلیونی_قسمت 1
Friendship is Magic

ماجراجویی میلیونی_قسمت 1

جمعه 15 دی 1396 05:19 ب.ظ

نویسنده : ✰...sky leks✰
سلام
دوست ما رینبودش جون خواهش کردن که قسمت اول رو همین امروز بزاریم 

ماجراجویی میلیونی
Related image

برای خوندن داستان برو ادامه

ماجراجویی میلیونی_قسمت 1

دوربین رو روشن کردم و جلوی دوربین گفتم:«سلام من توایلایت اسپارکل هستم و اینم دوستم سانست شیمره ما میخوایم به ی سفر بریم و گردنبند جادویی میلیونی رو کشف کنیم»
بعد به سانست گفتم:«اماده ای؟»
گفت«اماده ام»
بعد راه افتادیم
ما باید به جنگل دانیتری <جنگل من در اوردی خودم>می رفتیم.
بالاخره رسیدیم به این جنگل.
این جنگل مثل ی جنگل معمولی بود ولی پر از راز .
به سانست گفتم:«توی نقشه نوشته حالا باید کجا بریم؟»
سانست :«باید ی شهر به اسم یوزیر پولکت <شهر من دراوردی خودم>
بریم»
بعد از یک ساعت این شهر رو پیدا می کنیم.
من دوربین رو سمت خودم میگیرم و میگم:«بینندگان عزیز،ببینید ما شهر 
یوزیر پولکت رو پیدا کردیم »
بعد سانست میگه:«توایلایت اما من فکر نمی کنم.....»
بقیه ی حرفش رو نزد 
منم به شهر خیره شدم.
شهر کاملا خراب شده بود.
هیچ پونی ای اینجا نبود.
فقط خاک و خانه های خراب شده 
دوباره رومو سمت دوربین میگیرم:«پونی های محترم میبینید این شهر کاملا خراب شده و هیچ کسی اینجا نیست»
سانست:«توایلایت بیا برگردیم»
بهش میگویم:«ما نباید تسلیم شیم . نترس منم پیشتم.ما با پیدا کردن اون گردنبند میتونیم دوستامونو پیدا کنیم»
و دستشو میگیرم
اونم ساکت میشه
بعد می پرسم:«رو نقشه چیز دیگه ای نشون نداده که بهمون کمک کنه؟»
سانستم به نقشه نگاه میکنه و میگه:«ی ساختمون نشون داده که 
روش نوشته مدرسه»
منم میگم:«خب اون ی مدرسه است»
ولی سانست میگه:«خب اونجا هم ی مدرسه ی دیگه است»
سانست میگه بیا بریم توی همینی که من گفتم »
ولی ای کاش گوش میکردم
ادامه دارد...........

برای قسمت دوم باید 5 تا نظر بدید
بای تا های



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: پونی ،
آخرین ویرایش: جمعه 15 دی 1396 06:38 ب.ظ