تبلیغات
Ponyclub - ماجراجویی میلیونی_قسمت 5
Friendship is Magic

ماجراجویی میلیونی_قسمت 5

پنجشنبه 21 دی 1396 02:46 ب.ظ

نویسنده : ✰...sky leks✰
سلام
بابا ایول داستانو با نظراتون ترکوندید
هنوز پنج دقیقه از وقتی داستانو گذاشتم گذشته
خیلی خب
بخواطر روی ماهی که دارید قسمت پنجم در خدمتتونه
فقط یکم کمه ببخشید
اخه همین چند دقیقه پیش قسمت چهارم رو گذاشتم
Related image

خودت میدونی باید کجا بری
.....فراکسی سریع فرار کرد توی اتاق زنگ تفریح پیش نارنیا
من دست سانست رو گرفتم تا با هم فرار کنیم 
بعد سانست اروم در گوش من گفت:«نباید فرار کنیم بیا اروم قایم شیم»
خیلی ترسناک بود
ی در جلومون بود که باز بود رفتیم توی اتاق و توی ی کمد خونی قایم شدیم
کلید کمد رو دیدیم
من سریع در کمد رو قفل کردم
سانست کلید رو توی دستش محم گرفت اروم بدون که صداش بیاد نفس کشیدیم
از لای قفل در بیرون رو دیدیم
یکی اومد تو اتاق
باورم نمی شد
سانست هم دهنش وا مونده بود
اون فلاترشای بود
ولی فلاترسای معمولی نبود......
اون فلاتربت بود
Image result for ‫فلاتربت‬‎

ی نفر دیگه هم پشت سرش اومد!اون فلاتربت ادمی بود
بعد یکهو ی درخت سیب توی اتاق ظاهر شد

و اون دو تا روش نشستن و اب سیب خوردن
فقط توی سیب ها اب سیب نبود 
جاش خون بود!
Image result for ‫فلاتربت‬‎

همینجور که اونا خون میخوردن من به دور و بر اتاق نگاه کردم
بهد یک قاب عکس توجهم رو جلب کرد:
Related image

متوجه نشدم چرا همه ی دستام اونجا شیطانی بودند
و اون توایلایته
اون توایلایت نبود
اون تواینی بود
بعد فلاتربت و فلاتربت ادمی از اتاق رفتند بیرون 
وقتی رفتند نارنیا اومد بیرون و با کلید در کمدی که من و سانست توش بودیم رو باز کرد
اون بدون هیچ حرفی دست من و سانست رو گرفت و از اتاق برد بیرون
ادامه دارد........

فردا قسمت ششم رو میزارم
پنج نظر پلیز
بای



دیدگاهها : نفر قسمت بعدو برای فردا میخوان
برچسبها: نظر دادن ، قو ، پونی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 دی 1396 03:06 ب.ظ